امام خمینی (ره) : تفرقه از شیطان است و وحدت كلمه و اتحاد از رحمان است.

 



مبانی قرآنی اندیشه امام خمینی (ره) در نامگذاری روز جهانی قدس

 

 

 

 

چکیده

نوع نگرش انسانها در مسائل گوناگون سیاسی، اقتصادی و ... برگرفته از مبانی خاص فکری - اعتقادی انهاست .از انجا که مبانی فکری امام خمینی در مسائل مختلف جهانی از جمله اعلام روزجهانی قدس ، نشئت گرفته ازقران کریم می باشد  در نوشتار حاضر به تبیین این مبانی پرداخته شده است . اصولی نظیر: دفاع از مظلوم با قطع نظر از هرنوع عقیده و مذهب  ، دفاع از مسلمانان ستمدیده و مستضعف ، نفی سلطه کفار ، ، عزت و اقتدار اسلامی ، خشم افرینی ، ارهاب وتخویف دشمنان که همگی بر گرفته از قران کریم می باشد ، بعنوان محورهای اصلی مورد بحث قرار گرفته و با راهکاری که امام در حل مساله فلسطین و مشکلات جهان اسلام ییان نموده اند تطبیق گردیده است . بررسی تحلیلی دیدگاه امام درزمینه قدس، علاوه بر اینکه بیانگر نگرش عمیق او در معارف قران کریم می باشد حاکی از گستره نگاهشان  در دشمن شناسی است . از منظر امام روز قدس اختصاص به ملت مظلوم فلسطین نداشته بلکه رمز رهائی مستضعفین جهان از چنگال مستکبرین می باشد . لازم به ذکر است  روش تحقیق مقاله کنونی کتابخانه ای  بوده  و در تبیین مبانی و مستندات قرانی اندیشه امام ، از تفاسیر فریقین استفاده شده است .

 

 

کلید واژه

قرآن ، امام خمینی ، قدس ، فلسطین ، اسرائیل ، مستضعفین ، مستکبرین

 

مقدمه

ابتکار تاریخی و ماندگار امام خمینی در نامگذاری اخرین جمعه ماه مبارک رمضان بعنوان روز جهانی قدس، نشئت گرفته از بینش عمیق او از معارف قران و نیز شناخت همه جانبه دشمن است .

افق اندیشه امام در شناخت لایه های پیچیده دشمن را از آنجا می توان فهمید که ایشان برخلاف بسیاری از تحلیل گران قضیه فلسطین که  آنرا محدود به منطقه خاصی از خاورمیانه دانسته وهدف نهائی شان را تنها به ازادی قدس معطوف داشته اند عبور کرده و روز قدس را نمادی از مبارزه همه جانبه مسلمانان با مستکبرین می داند .

گستره نگاه امام در اعلام روز جهانی قدس حتی فراتر از مرزهای جوامع اسلامی بوده و از منظر ایشان بزرگداشت روز قدس ، رمزرهائی مستضعفین جهان از چنگال مستکبرین خواهد بود .

سیره نظری و عملی امام ره نیز از زمانی که قدم به مبارزه گذاشت حاکی از اهتمام جدی ایشان به مساله فلسطین مظلوم ، اوضاع ذلت بار مسلمانان در جوامع اسلامی و نجات مستضعفین از چنگال مستکبرین است .از طرفی همانطور که قران کریم ، منبع نخست بینش ها ،گرایش ها و مواضع فکری و عملی مسلمانان در ابعاد گوناگون حیات فردی و اجتماعی شان  می باشد بنابر باید مبانی اندیشه امام را که سبب نامگذاری روز جهانی قدس گردیده است در قران جستجو نمود .

مبانی قرآنی روز قدس[۱]

بطور کلی مبانی قرانی اندیشه امام در نامگذاری روز جهانی قدس را می توان اصول ذیل که برگرفته از قران کریم می باشد دانست :

۱. دفاع از مظلوم و مستضعف-با قطع نظر از عقیده و مذهب خاص  -

۲. دفاع از مسلمانان مظلوم و تحت ستم

۳. نفی سلطه کفار بر مسلمانان

۴. خشم آفرینی دشمنان؛

۵. ارهاب و تحقیر دشمن؛

۶. وحدت مسلمانان

۷. اقتدار و عزت مسلمین در برابر کفار

۸- امر بمعروف و نهی از منکر

در این مقاله نخست  به تبیین قواعد مذکور پرداخته وانگاه در ذیل هر یک از انها به تطبیق اندیشه امام ره - در نامگذاری روز جهانی قدس- بر ان خواهیم پرداخت :

 

۱. اصل لزوم دفاع از مظلوم و مستضعف

در اثبات این اصل قرانی ، به ایات متعددی می توان استناد نمود :

الف - "وما لکم لا تقاتلون فی سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها واجعل لنا من لدنک وليا واجعل لنا من لدنک نصيرا" ( نساء(۴): ۷۵).

تبیین

ایه مذکور با لحنی شدید مسلمانان  را بدلیل بی تفاوتی و پیکار ننمودن برای رهائی مستضعفان از چنگال مستکبرین مورد سرزنش قرار داده و از انان می خواهد به  یاری  مظلومان و مستضعفانی که در سیطره ظلم و ستم قرار گرفته و با فریاد استغاثه شان  از خداوند یاری می طلبند -با قطع نظر از هر عقیده و مذهبی که دارند- بشتابند .

تبیین دلالت ایه مذکور بر اصل لزوم دفاع از مظلوم مبتنی بر ذکر نکاتی است :

۱- هر چند بر اساس دیدگاه بسیاری از مفسران مراد از مستضعفین در ایه شریفه ، مسلمانانی هستند که مورد ستم کفار قرار گرفته اند – نظیر مسلمین مکه که بدلیل ضعف ، توان مهاجرت بسوی مدینه را نیافتند -  اما به کمک روایات تفسیری ونیز سیره نبوی می توان ان را به همه مظلومان و مستضعفانی که در سیطره نظام ظلم بسر می برند تعمیم داد، نظیر روایت" کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا"[۲] و روایت "إذا رأيت مظلوماً فأعنه علی الظالم[۳]".و نیز پیمان حلف الفضول که بین عده ای از جوانمردان مکه درجهت دفاع از مظلوم منعقد گردید و  پیامبر اکرم ص قبل از رسالتش بدان متعهد گردید و تا پایان عمر شریفش همچنان به ان متعهد ماند [۴].

۲- بر اساس ایه مذکور بر همه مسلمانان لازم است در جهت نجات مظلومان در بند اقدام کنند حتی انان که از ایمان ضعیفی بر خوردارند مستثنی از این تکلیف نیستند . در این راستا علامه طبا طبائی می  فرماید :

ایه شريفه تحريك و تهييجى است براى تمامى مؤمنين ، چه آنهايى كه ايمانشان خالص است و چه آنهايى كه ايمانشان ضعيف و ناخالص است ، اما آنهايى كه ايمانشان خالص و دلهايشان پاك است ، براى به حركت در آمدنشان به سوى قتال همان ياد خداى عز و جل كافى است ، تا براى اقامه حق ، و لبيك گفتن به نداى پروردگارشان ، و اجابت دعوت داعى او ، به پا خيزند ، و اما آنهايى كه ايمانشان ناخالص است ، اگر ياد خدا تكانشان نداد اين معنا تكان شان خواهد داد  كه اولا اين قتال ، در راه خدا است ، و ثانيا قتال در راه نجات جمعی از مردم ناتوان است ، كه به دست كفار استضعاف شده‌اند ،

ایشان اصل یاری مظلومین را برخاسته از غیرت انسانی  دانسته و می نویسد :

 ... پیام آيه شريفه به افراد ضعیف الایمان  این است که  اگر ايمان تان  به خداوند ضعيف است ، حد اقل غيرت و تعصب كه داريد ، و همين غيرت و تعصب اقتضا مىكند از جاى برخيزيد و شر دشمن را از زنان ، کودکان ومردان ضعیف كوتاه كنيد[۵] .

۳- قرار گرفتن عنوان مستضعفین در کنار نام مقدس الله ـ تبارک و تعالی ـ اهتمام خداوند متعال را به لزوم دفاع و نجات از مستضعفین بیان می­کند.

۴-آیه فوق جهت تحریک عواطف انسانی مسلمانان و تلاش سریع در رهایی و نجات مستضعفان از بند مستکبران، به جای به کارگیری هیئت امر و دستور ـ قاتلوا وجاهدوا ـ آنان را توبیخ و تحذیر نموده و با خطابی شدید اللحن می­فرماید:

"وما لکم لا تقاتلون فی سبيل الله والمستضعفين"

چه شده است شما را که در برابر یاري مستضعفان بی تفاوت شده و هیچ اقدامی جهت رهایی آن­ها انجام نمی­دهید ـ مگر انسانیت در شما مرده است که نسبت به ندای انسانی مردم محروم مستضعف بی تفاوت شده­اید.

و آنگاه جهت تحریک بیشتر عواطف انسانی می­فرماید:

"والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها واجعل لنا من لدنک وليا واجعل لنا من لدنک نصيرا".

۵- تحریک و تشجیع مسلمانان به  پیکار ـ جهاد نظامی ـ جهت رهایی مظلومین و مستضعفین با لحن شدید : "وما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین" ، بیانگر عالی­ترین و سخت­ترین مرحله دفاع از مظلومین است که خداوند بر عهده مسلمانان گذاشته است. از اینرو طبق ایه شریفه هرگاه به عللی چنین مرحله ای  از جهاد میسور نبود مراحل نازلتر آن نظیر:  دفاع رسانه­ای ، تبلیغاتی، کمک­های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از ذمّه مسلمانان ساقط نمی­گردد چون همه اینها درراستای دفاع از مظلوم خواهد بود .

۶- واژه مستضعف در ایه شریفه عام بوده و همه انواع استضعاف را – سیاسی فرهنگی اقتصادی ، اجتماعی و ... – را شامل می گردد .

ب-  "إنّ الله يأمر بالعدل والإحسان وايتاء ذی القربی وينهی عن الفحشاء والمنکر والبغي يعظکم لعلکم تذکّرون" (نحل(۱۶):۹۰)

تبیین  :

در این آیه شریفه، جامع­ترین برنامه اجتماعی مسلمانان تبیین گردیده است:

اصول سه­گانه: عدل، احسان و نیکی به نزدیکان ـ اصولی که جنبه مثبت دارند و اصول سه­گانه: نهی از فحشاء، منکر و بغي ـ که جنبه منفی دارند.

برخی از نکاتی که در این آیه شریفه، بیانگر اصل ـ دفاع از مظلوم و مستضعف، می باشد عبارتند از:

۱. امر خداوند متعال به مسلمانان وجوامع اسلامی به رعایت عدالت، مستلزم آن است که آنان در برابر ظلم و ستم بر مظلومان ـ فارغ از هر نوع مذهب و عقیده­ای ـ بی تفاوت نبوده و در جهت یاری آن­ها قدم بردارند ، چنانکه علی علیه السلام می فرماید: "أحسن العدل نصرة المظلوم"[۶]

۲. بی تفاوتی در برابر ظلم و ستم مستکبران، مستلزم خروج از حریم عدالت بوده و عصیان الهی را به دنبال خواهد داشت .

۳. عدالت در آیه شریفه مطلق بوده و تمامی انواع عدالت را ـ فردی، جمعی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی ـ را شامل می­شود.

تطبیق

اشغال فلسطین توسط صهیونیسم جهانی و کشتار بی رحمانه مردم ان سامان بعد از جنگ جهانی دوم و اواره شدن ملیونها نفر از ساکنان اصلی ان از مصائب دردناکی است که در جهان به اصطلاح متمدن کنونی روی داده است .به رغم استمرار این ظلم عظیم انسانی  که با حمایت همه جانبه نظام سلطه از رژیم اشغالگر صهیونیستی همراه گردید متاسفانه جهان اسلام تا کنون نتوانسته است اقدام جدی و باز دارنده ای در این راستا انجام دهد . امام ره با الهام از قران کریم  و با اعلام جهانی روز قدس توانست مسلمانان جهان را نسبت به ظرفیت عظیم انسانی ،اقتصادی، جغرافیائی و نظامی شان در مقابله با صهیونیسم جهانی اگاه نموده و انان را در دفاع از مردم مظلوم فلسطین فرا خواند.

امام خمینی ره در فرازی از گفتار خویش، موضع شان در دفاع از مظلوم را برخاسته از معارف دینی دانسته و می فرماید:‏

‏‏ما به پیروی از اسلام بزرگ، از جمیع مستضعفین حمایت می کنیم؛ و از‏‎ ‎‏شما- جنبشهای ازادیبخش - و هر سازمانی در جهان که برای نجات کشور خویش به پاخاسته‏‎ ‎‏است پشتیبانی می کنیم. ما از مبارزات برادران فلسطینی و مردم جنوب‏‎ ‎‏لبنان در مقابل اسرائیل غاصب کاملاً پشتیبانی می نماییم. و به خواست‏‎ ‎‏خدای تعالی بر دشمنان بشریت و اسلام پیروز خواهیم شد. و امید است‏‎ ‎‏که نصر خدایی و فتح مسلمانان نزدیک باشد[۷].

موضع امام در دفاع از مظلوم با قطع نظر از ملیت و مذهب را می توان در گفتار دیگر ایشان نیز مشاهده نمود انگاه که از ایشان سئوال می شود :

: آیا این درست است که شما طرفدار اهداف سازمان‏‎ ‎‏آزادیبخش فلسطین هستید؟‏‏

‏‏ایشان در پاسخ می فرماید:‏‏ ما طرفدار مظلوم هستیم. هر کس در هر کجا که مظلوم باشد‏‎ ‎‏ما طرفدار او هستیم. و فلسطینی ها مظلوم هستند. اسرائیل به آنها‏‎ ‎‏ظلم کرده است، به این جهت ما طرفدار آنها هستیم.[۸]

نتیجه انکه دفاع مسلمانان جهان از ملت مظلوم فلسطین - با قطع نظر از عقائد و مذاهب شان -از منظر قران کریم امری لازم خواهد بود.

 

۲. لزوم دفاع از مسلمانان مظلوم و تحت ستم

از منظر قران کریم ، مسلمانان علاوه بر لزوم دفاع از مظلوم ـ با قطع نظر از مذاهب و مکاتبی که بدان معتقدند ـ مکلفند از همکیشان خود نیز که مبتلا به ظلم و ستم دیگران گشته­اند دفاع کنند چون اسلام تمامی مؤمنان و مسلمانان جهان را در حکم پیکری واحد، دانسته که بهنگام اسیب دیدن عضوی از ان ، سائر اعضا به یاری او می­شتابند[۹].

در لزوم دفاع از مسلمانان تحت ستم به ایات متعددی از جمله ایات ذیل می توان استناد نمود :

الف –"والذين إذا أصابهم البغي هم ينتصرون" ( شوری(۴۲) : ۳۹ ) 

تبیین :

بر اساس ایه مذکور ، یکی از اوصاف مؤمنین عدم پذیرش ستم و ظلم بوده و از آنان می­خواهد که در هنگام ابتلا به ستم و ظلم ، تسلیم نشده  و در صورت لزوم ، از دیگر مسلمانان یاری بطلبند.

مولف تفسیر الکاشف در زمینه علت لزوم انتصار مظلوم از دیگران می نویسد :

عدم انتصار و سکوت در برابر ظلم ، نوعی کمک به ظالم بوده و او را شریک در گناه ظلم خواهد کرد ، از اینرو انتصار – طلب یاری از مسلمانان – بر او لازم می باشد بهمین جهت در ادامه ایه مذکورامده است : "و لمن انتصرمن بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل "- (شوری( ۴۲):۴۱) شوری -  که مظلوم را بابت انتصارش از مسلمانان دیگر ، مبرا از هر نوع عتاب و سرزنشی می داند .[۱۰]

درنتیجه وقتی بر اساس ایه مذکور انتصاراز ناحیه مظلوم، امری ممدوح و از اوصاف مومنین بیان گردید قطعاً اجابت مومنانی که از انها طلب یاری شده است  امری واجب و لازم خواهد بود. چون امر به انتصار ، بدون الزام به یاری کردن دیگران، لغو و بیهوده خواهد بود.[۱۱]

ب- "وإن استنصروکم فی الدين فعليکم النصر" (انفال(۸) : ۷۲ )

بر اساس ایه مذکور هر گاه مسلمانان تحت ستم از همکیشان خود جهت دفاع از دین شان طلب یاری نمودند بر انان لازم است به یاری شان بشتابند .

علامه طباطبائی نیز با ذکر ایه مذکور می نویسد : مقاومت در برابر ظلم و نصرت کسانی که طلب یاری می کنند از واجبات فطری می باشد .[۱۲]

نکته مهمی که در ایه  "وإن استنصروکم فی الدين فعليکم النصر" مورد توجه مفسران قرار گرفته ان است که موضوع لزوم نصرت و یاری در ایه مذکور، مربوط به مسلمانان ضعیفی است که به وظیفه شرعی خود  در مهاجرت از دیار کفر به دیار ایمان،  عمل ننموده و همچنان بدون عذر در منطقه کفر باقی ماندند ، می باشد . از منظر قران کریم مسلمانان موظفند حتی نسبت به چنین مسلمانانی نیز ولایت نصرت داشته و انان را در صورت انتصار،  یاری رسانند .[۱۳]

از طرفی باید گفت مفاد ایات ذکر شده ، هماهنگ با مفاد ایه "وما لکم لا تقاتلون فی سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون ربنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها واجعل لنا من لدنک وليا واجعل لنا من لدنک نصيرا"( نساء(۴) : ۷۵) می باشد که با لحن شدید از مسلمانان می خواهد به ندای مظلومیت و استغاثه همکیشان در بند خویش لبیک گفته و زمینه رهائی انان را فراهم نمایند .

تطبیق

با توجه به ایات ذکر شده می گوئیم :  آیا مردم مسلمان و مظلوم فلسطین که با توطئه های استکباری نظام سلطه و خیانت برخی از سران خود فروخته عرب از خانه و کاشانه شان اواره گردیده و ندای مظلومیت و استغاثه شان بسوی مسلمانان و مجامع حقوق بشر جهانی بلند است را نمی توان مصداق، «إذا أصابهم البغی هم ينتصرون» دانست ؟ آيا راهکار حکیمانه امام خمینی ره در اختصاص اخرین جمعه ماه رمضان بعنوان دفاع و حمایت از مردم فلسطین چیزی جز لبیک به ندای قرانی"وإن استنصروکم فی الدين فعليکم النصر"است  ؟

انطباق قرانی اندیشه امام خمینی در دفاع از ملت مظلوم فلسطین و اعلام روز جهانی قدس را از گفتار ذیل نیز می توان بدست اورد :

دفاع از نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد مسلمین و دفاع از همه حیثیات مسلمین امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان- یعنی، حزب اللَّه- و مسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد «یا للمسلمین» سر می‏دهند، با تمام قدرت معنوی و مادی، در مقابل اسرائیل و متجاوزین بایستیم و در مقابل آن همه سفاکیها و ددمنشیها مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم‏ .[۱۴]

 

۳. نفی سلطه کفار بر مسلمانان

در استنباط اصل مذکور ازقران کریم به ایات متعددی می توان استناد نمود که بارزترین ان ایه:" لن يجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبيلاً" (نساء(۴): ۱۴۱)، می باشد

تبیین

ایه مذکور که بیانگر یکی از احکام مهم سیاسی – اجتماعی اسلام در نفی استیلاء ، نفوذ و سلطه بیگانگان بر مسلمین می باشد مستند یکی از قواعد فقهیه ای است که فقهاءاسلام از ان بعنوان قاعده نفی سبیل یاد نموده اند. اینان در کنار این قاعده قرانی ،  روایت نبوی" الاسلام يعلو ولا يعلى عليه [۱۵]"-که مفادش برتری اسلام و مسلمین بر کفار می باشد - را نیز بیان می کنند. در اینجا گفتار برخی از اعلام فریقین را در تبیین ایه مذکور بر اثبات مدعا – نفی سلطه کفار بر مسلمین -  بیان می کنیم :

ابن عربی

ایشان  در کتاب احکام القران ضمن بیان معانی گوناگون در ذیل ایه مذکور معتقد است بهترین معنا ان است که حکم خداوند برنفی سلطه کفار بر مسلمانان در ایه مذکور ، مادامی است که مسلمین پایبند به تکالیف خویش در امر بمعروف و نهی از منکر باشند:

...الثاني أن الله سبحانه لا يجعل للكافرين على المؤمنين سبيلا منه إلا أن تتواصوا بالباطل ولا تتناهوا عن المنكر وتتقاعدوا عن التوبة فيكون تسليط العدو من قبلكم وهذا نفيس جدا[۱۶]

  سید قطب

ایشان در تفسیر فی ظلال القران ایه مذکور را بیانگر حکم نفی سلطه اجانب بر مسلمین دانسته و معتقد است تجارب تاریخی نشان داده است که

مسلمین به هر مقدار به  اموزه های دینی شان پایبیند بوده اند به همان میزان از سلطه اجانب محفوظ مانده و بر انان غلبه یافته اند .[۱۷]

ایه الله سبحانی :

ایشان در کتاب "البدعه مفهوما حدها و اثارها " ذیل ایه نفی سبیل  می نویسد :  ایه مذکور ، هر نوع سلطه کفار بر مومنین را نفی نموده و اختصاص به نفی تفوق وسلطه خاص ندارد . هر چند در عصر رسالت مصداق این ایه ،  نفی سلطه کافر بر مسلمان بعنوان برده یا تمیلک مصحف به انان بوده اما این امر در همه اعصار قابل جریان است،بنابراین شامل نفی سلطه اجانب بر بلاد اسلامی خواهد بود[۱۸] .

 ایه الله فاضل لنکرانی

 ایشان در کتاب القواعد الفقهیه ذیل ایه مذکور می نویسد : هر چند مورد نفی سبیل در ایه شریفه مربوط به عدم تفوق کفار برمسلمانان  در قیامت می باشد اما این عدم تفوق  مختص به قیامت نبوده و همه انواع سلطه کفار بر مسلمانان در دنیا را نیز شامل می شود . [۱۹]                                                                                             

نتیجه انکه بر اساس ایه نفی سبیل ،  اراده  الهی بر تفوق و علو همیشگی مسلمانان بر کفار تعلق گرفته و اختصاص به برتری مسلمانان بر کفار و منافقین در قیامت یا برتری مسلمانان بر کفار در حجت و دلیل نخواهد داشت ؛ بنابر این  هر نوع سلطه بیگانگان بر مسلمین خلاف شریعت می باشد .

تطبیق

باید گفت متاسفانه برغم تاکید قران کریم -مفاد آیه شریفه و نظائران  – که متضمن لزوم نفی سبیل کفار بر جوامع اسلامی می­باشد، اوضاع کنونی جهان اسلام بیانگر سلطه همه جانبه نظام کفر و استکبار بر بلاد اسلامی است . بوضوح می بینیم که سران خودفروخته برخی از کشورهای عربی تن به انواع روابط ذلت بارو تحقیرامیز اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و نظامی با صهیونیست ها و حامیان انان داده و در راستای اهداف استعماری انان قدم بر می دارند . یکی از عوامل اصلی این امر را باید مهجوریت اموزه های قران کریم در نزد مسلمانان از قران کریم ونیز سطحی نگری شان در شناخت دشمن دانست .

عمق شناخت امام ره از اهداف نهائی صهیونیسم جهانی درسلطه همه جانبه بر مسلمانان در پیام های گوناگون ایشان قابل مشاهده است . ایشان در خطابی به سران کشورهای اسلامی می فرماید  :

سران کشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند که این جرثومۀ‏‎ ‎‏فساد را که در قلب کشورهای اسلامی گماشته اند تنها برای‏‎ ‎‏سرکوبی ملت عرب نمی باشد بلکه خطر و ضرر آن متوجه همۀ‏‎ ‎‏خاورمیانه است. نقشه، استیلا و سیطرۀ صهیونیسم بر دنیای اسلام‏‎ ‎‏و استعمار بیشتر سرزمینهای زرخیز و منابع سرشار کشورهای‏‎ ‎‏اسلامی می باشد؛ [۲۰]

ایشان در بخشی از گفتارشان با استناد به قاعده  قرانی "نفی سلطه کفار بر جوامع اسلامی" می فرمایند :

اصل ديگرى هست كه باز از اصول مهم است كه مسلمين نبايد تحت سلطه كفار باشند. خداى تبارك و تعالى براى هيچ يك از كفار سلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول بكنند. اين از اصولى‏ [مى‏باشد] كه از امور سياسى است و قرآن كريم طرح كرده است و مسلمين را به آن دعوت كرده است.

...اى مسلمانهاى جهان! قدرتهاى بزرگ دارند با حيله گرى‏هايى كه دارند و با تبليغاتى كه دارند و با كسانى كه وابسته به آنهاست، در داخل كشورهاى اسلامى بر همه چيز اسلام سلطه پيدا مى‏كنند؛ پيدا كرده‏اند. اسلام را دريابيد.[۲۱]

بنابر این یکی دیگر از مبانی پیام جهانی امام در اعلام روز جهانی قدس را باید الهام گرفته از این اموزه قران کریم – ایه نفی سبیل - دانست که هیچ نوع سلطه کفار بر جوامع اسلامی را بر نتافته و مسلمانان را به خرو ج از سیطره استکبار و قطع این روابط و سلطه فرا می خواند .

۴. خشم­آفرینی دشمن و بر هم زدن تعادلش

از آیات متعدد قرآنی استفاده می­شود که هر اقدامی  که سبب خشم دشمن از مسلمانان گردد ممدوح بوده و غفلت مسلمانان از ان روا نیست .

الف – "ما کان لأهل المدينة ومن حولهم من الأعراب أن يتخلّفوا عن رسول الله ولا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلک بأنّهم لا يصيبهم ظمأ ولا نصب ولا مخمصة في سبيل الله ولا يطئون موطئا يغيظ الکفار ولا ينالون من عدو نيلا إلا کتب لهم به عمل صالح إنّ الله لا يضيع أجر المحسنين" (توبه(۹):۱۲۰)

تبیین

ایه مذکور ضمن هشدار و تاکید به مسلمانان درلزوم  تبعیت مطلق از پیامبر ص ومقدم دانستن حفظ جان او بر جان­های خویش، به انان بشارت می دهد که هر عملی از آنان که سبب برافروختن خشم دشمنان گردد ـ ولا يطئون موطئا يغيظ الکفار ـ بعنوان عملی صالح برایشان در دیوان الهی ثبت خواهد شد ـ الاّ کتب لهم به عمل صالح ـ .

در تبیین این امر باید گفت : یکی از اثار خشم افرینی دشمن -از راههائی که درشریعت مجاز دانسته شده است- بهم ریختن تعادل روحی روانی دشمن بوده که این امر سبب سلب قوه تعقل از انان خواهد بود .در نتیجه تصمیمات شان برخاسته از خشم و احساسات بوده و این امر ماهیت واقعی انان و نقشه های شومشان را اشکار خواهد ساخت  .

مفسرین فریقین نیز ذیل ایه شریفه -برخی به اجمال و برخی به تفیصیل- به این مساله متذکر شده که برخی از انها را دراین قسمت بیان می کنیم :

محمد جواد مغینه

ایشان در تفسیر الکاشف می نویسد : هر چند وارد شدن سپاهیان اسلام در سرزمین دیگران امری ناصحیح می باشد اما بر اساس ایه مذکور هرگاه ورود سپاه اسلام در سرزمین دشمن سبب دفع خطر و ضرر برای نظام اسلامی گردد یا مانع ظلم بر مناطق دیگر گردد – این عمل - امری مجاز بوده و بعنوان عمل صالح برای انان ثبت خواهد شد .،[۲۲]

سید محمد طنطاوی

ایشان که از مفسران بزرگ اهل سنت هستند در التفسیر الوسیط للقران الکریم ذیل ایه شریفه "ولا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ " می نویسد :  أى : ولا يدوسون مكانا من أمكنة الكفار بأرجلهم أو بحوافر خيولهم من أجل إغاظتهم وإزعاجهم[۲۳]

ایه الله خامنه ای

رهبری معظم انقلاب نیز بر اساس همین اموزه قران کریم – خشم افرینی دشمن - یکی از معیارهای تمییز موضع حق از باطل را بررسی نوع واکنش دشمن در برابر اقدامات جبهه حق دانسته و می فرماید:

هر حرکتی که دشمنان خونی ملت و نظام اسلامی یعنی استکبار و صهیونیزم را خشمگین کند حرکتی صحیح و در مسیر حق است و هر اقدام و مسیری که آنها را خوشحال و ذوق زده کند و در تبلیغات و سیاستهایشان بر آن تأکید کنند، مسیری کج، غلط و زاویه دار است.
ایشان در ادامه می فرماید : با این معیار یعنی عکس العمل خشمگینانه یا شادمانه بیگانگان در مقابل حوادث و رویدادها، در بسیاری از موارد می توان اشتباهات را دریافت و جبران کرد.[۲۴]

باید گفت : یکی از فوائد بکار گیری اصل مذکور – خشم افرینی – نسبت به دشمن  ان است که سینه های انان نیز مملو از خشم و عصبانیت  نسبت به مسلمین بوده  و در صدد نابودی کامل یا سیطره بر مسلمانان می باشند . این امر از برخی ایات قران نیز بدست می اید نظیر ایه شریفه :

"ها أنتم أولاء تحبونهم ولا يحبونکم وتؤمنون بالکتاب کله وإذا لقوکم قالو أمنا وإذا خلوا عضّوا عليکم الأنامل من الغيظ قل موتوا بغيظکم إن الله عليم بذات الصدور" (آل عمران(۳) : ۱۱۹)

ایه مذکور ضمن اعلام به مسلمانان در فریب نخوردن از دوستی ظاهری دشمن  به انان هشدار می دهد سینه دشمنان  مملو از خشم به مسلمین بوده بگونه ای که از شدت خشم بر شما سرانگشتان خود را می­گزند . از اینرو به مسلمانان خطاب می کند که در برابر انان قاطعانه مقاومت نموده و به انان بگوئید : موتوا بغيظکم -

تطبیق

راهکار امام ره در اعلام روز جهانی قدس بزرگترین ضربه را بر پیکر آمریکا و اسرائیل و دشمنان اسلام وارد نموده و سبب خشم فزاینده آنان گردید . تلاش گسترده آنان در ممانعت از برگزاری تظاهرات روز قدس و برنامه ریزی گسترده انان در  تشدید منازعات داخلی و تهدید به مداخلات نظامی جبهه استکبار همگی حاکی از شدت خشم و هراس آنان از موفقیت این راهکار می­باشد .

باید گفت: خشم افرینی دشمن را از مصادیق جنگ نرم بوده که در عصر حاضر امری رائج می باشد و تاثیرات ان  بیش از جنگ های فیزیکی خواهد بود.

 

۵-ارهاب و تخویف دشمن

خوف دشمن از قدرت مسلمانان قطعا یکی از عوامل اصلی باز دارنده تهاجم و طمع انان در سلطه برمسلمین خواهد بود . به همین سبب قران کریم ازمسلمانان می خواهد با همه قوای شان ،  اقتدار همه جانبه خویش -در ابعاد مختلف نظامی اقتصادی سیاسی و... –در برابر دشمن به نمایش گذاشته و انچنان خوفی در انان ایجاد کنند که حتی تصور حمله به مسلمانان را ننماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ" (انفال(۸) : ۶۰)

تبیین

واژه ارهاب بمعنای ترساندن همراه با ایجاد اضطراب و نگرانی بوده [۲۵]و در ایه شریفه بمعنای ان است که امادگی دفاعی مسلمانان در برابر دشمن باید بحدی باشد که دشمن جرات حمله به بلاد اسلامی را نداشته و همیشه بیمناک از انان باشد ..

علامه طباطبائی در تبیین ایه مذکور ضمن طبیعی دانستن تضاد منافع جوامع بشری که سبب نبرد و تنازع بین انان می گردد ، می فرماید:

 بر اساس خطاب "و اعدوا" لازم است علاوه بر حاکمیت – نظام اسلامی -، افراد جوامع اسلامی نیز در حدتوان ، به تقویت بنیه دفاعی خویش در برابر دشمن کوشا باشند :

... دشمن منافع يك جامعه اسلامى دشمن منافع تمامى افراد است ، و بر همه افراد لازم است قيام نموده و دشمن را از خود و از منافع خویش  دفع کنند ، ونیزلازم است براى چنين روزى نيرو و اسلحه فراهم نموده  ، تا بتوانند منافع خود را از خطر دستبرد دشمن محفوظ دارند ، هرچند  تهیه برخی از ذخيره هاى دفاعى جز از عهده حكومتها بر نمىآيد ، ليكن پاره اى از انها دردسترس ديگران بوده و امکان تهیه ان بدون حکومت نیز مقدور می باشد ، چون حكومت هر قدر هم نيرومند و داراى امكانات زيادى باشد به افراد مردم محتاج است ، پس مردم هم بايد فنون جنگى را آموخته و خود را براى روز مبادا آماده كنند . پس تكليف « و اعدوا . . . » ، تكليف به همه است .

ایشان فقره " تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّه وَعَدُوَّكُمْ " در ایه مذکور را علت فقره نخست ایه "« وَأَعِدُّوا لَهُمْ » دانسته و می فرماید :

مفهوم این فراز از ایه  ان است كه مسلمانان مکلفند امكانات دفاعى خویش را به مرحله ای برسانند که دشمنان خدا و دشمنان خویش را ترسانده و از آنان زهر چشم بگیرند.

ایشان درعلت تعلق کلمه ارهاب به "عدو الله و عدوکم" نیز می فرماید :

علت این امر بیان حقیقت دشمنی کفار نسبت به مسلمین و نیز تحریک مسلمانان به لزوم هر چه بیشتر امادگی دفاعی می باشد .[۲۶] 

طبری نیز در جامع البیان از ابن عباس نقل می کند که در معنای ترهبون به عدو الله و عدوکم اظهار داشت : ترهبون به عدو الله وعدوكم قال : تخزون به[۲۷] و ابن ابی حاتم در تفسیر خویش درمعنای فقره مذکور می نویسد: " ترهبون به " يعني تخوفون بالسلاح- با سلاحهای خود سبب خوف انان گردید- . [۲۸]

تطبیق

اعلام روز جهانی قدس از ناحیه امام ره یکی از مصادیق ایه مذکور می باشد  . خوف و هراسی که اسرائیل و پشتیبانان او از این اقدام امام داشته و دارند را می توان درمواضع انفعالی شان نسبت به برگزاری این مراسم که اکنون هر سال در سراسر دنیا برگزار می شود مشاهده نمود. امام در زمینه هراس اسرایئل از شعارهای روز قدس و اثار تدریجی ان در زوال و نابودی صهیونیزم می فرماید :

وقتی یک‏‎ ‎‏میلیارد جمعیت فریاد کرد، اسرائیل نمی تواند، از همان فریادش‏‎ ‎‏می ترسد. اگر همۀ مسلمینی که در دنیا الآن هستند، که قریب یک‏‎ ‎‏میلیارد هستند، اگر در روز قدس، همه بیرون بیایند از خانه، فریاد‏‎ ‎‏بکنند «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر شوروی»،‏‎ ‎‏همین قول «مرگ بر شوروی» برای آنها مرگ می آورد.[۲۹]۰

۶-لزوم همبستگی و وحدت اسلامی دربرابر جبهه کفر

یکی از قواعد برجسته اجتماعی- سیاسی اسلام، اصل لزوم وحدت و انسجام مسلمانان  در برابر جبهه کفر می باشد . این اصل از اموزه های قطعی قران کریم بوده و ایات متعددی بر ان دلالت می کند که برخی از انها را در این قسمت بیان می کنیم :

 الف - "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آَيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ " ( ال عمران (۳): ۱۰۳ )؛

تبیین

علامه جعفری در کتاب ترجمه و تفسیرنهج البلاغه ذیل ایه مذکورمی فرماید :

عظمت الهى وحدتى كه اين آيه مطرح نموده است از چند موضوع روشن مىشود : موضوع يكم ، كلمهء حبل اللَّه است كه بمعناى دستاويز الهى است ، نه طبيعى و نژادى و حقوقى و فرهنگى و احساساتى و غير ذلك . بنظر مىرسد كه معناى حبل اللَّه در اين آيهء شريفه همان عقائد و دستورات الهى است كه با داشتن و عمل كردن به آنها گرديدن تكاملى اختيارى بوجود مىآيد و احساس وحدت عالى ميان انسانها بدنبال آن گرديدن بجريان مىافتد ، چنانكه نتيجه بدنبال مقدّمات خود مىافتد .

موضوع دوم ، جملهء  ( فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ ) است . پيوستن دلها بهم و بوجود آمدن تأليف حقيقى ميان آنها ، بدون ترديد نيازمند همان گرديدن است كه در بالا متذكَّر شديم .

موضوع سوم ، جملهء  ( فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً ) است . در اين جمله ، عامل آن هماهنگى و اخوّت ميان مردم دوران پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ، نعمت خداوندى معرّفى شده و قطعى است كه نعمت خداوندى نمىتواند وسيلهء خودخواهى و مال پرستى و جاه و مقام خواهى بوده باشد ، بلكه اين نعمت همان عامل الهى است كه خصومتها را به برادرى تبديل نموده است .[۳۰]

علامه محمد جواد مغنیه نیز در تفسیر ایه شریفه می فرماید : مراد از حبل الله که مسلمانان بر اساس ایه مذکور به  تمسک بدان دعوت شده اند اسلام است بدینگونه که مسلمانان در پرتو دین ، کتاب و پیامبر واحد به وحدت حقیقی  نائل خواهند شد :

"والمراد بالحبل هنا الإسلام ، ومعنى الآية بمجموعها ان المسلمين ما داموا أتباع دين واحد ، ورسول واحد ، وكتاب واحد ، فعليهم جميعا أن يراعوا هذه الرابطة الدينية التي هي أقوى من الرابطة النسبية ، وان يحرصوا عليها ، ويعملوا بموجبها ، ولا يتفرقوا شيعا وأحزابا"

ایشان اخوت بین مسلمانان را -که به برکت اسلام حاصل شده است- خارج از تعصبات دینی دانسته و معتقد است این نوع اخوت ، زمینه ساز وحدت بشری می باشد :

ان تدعيم الرابط بين اتباع الدين الواحد ، تماما كتدعيمها بين أفراد الحزب الواحد ، أو الأسرة الواحدة . . ولا تلازم بين هذا التدعيم ، وبين التعصب ضد الآخرين . . بل على العكس بالنسبة إلى الإسلام ، حيث يدعو إلى التعاطف والتآلف بين جميع أعضاء الأسرة الانسانية بصرف النظر عن أديانهم وأفكارهم وقومياتهم . . وعليه تكون الاخوة الاسلامية قوة ودعامة للاخوة الانسانية .[۳۱]

ب- "انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم" (حجرات(۴۹): ۱۰)

تبیین

ایه مذکور نیز که بیانگر یکی از مهمترین احکام اجتماعی اسلام می باشد ایمان را مبنای اخوت مسلمانان قرار داده و از انان می خواهد که در صدد اصلاح بین خویش باشند  و از هرنوع تشتتی بپرهیزند.  فخر رازی ضمن بیان اینکه کلمه اخوه در موارد ی بکار می رود که بین افراد رابطه نسبی حاکم باشد می گوید : بکار گیری این واژه- اخوه - در ایه مذکور ، موکد این امر است که باید بین مومنین نیز چنین رابطه ای – نظیر رابطه نسبی – حاکم باشد .[۳۲]

ایشان در ادامه می نویسد : از واژه "انما" در ایه نیز بدست می اید که این نوع اخوت مختص جامعه مومنین بوده و بین مومن و کافر، اخوتی نخواهد بود .[۳۳]

باید گفت :  درسایه اموزه های قران کریم در لزوم اعتصام جوامع اسلامی به حبل الله و دعوت انان به وحدت و اخوت اسلامی،  پیامبر ص توانست از قبائلی که در اثر جنگهای چندین ساله وخانمانسوز در معرض نابودی کامل قرار داشتند ملتی نمونه به بشریت عرضه کند که در قران کریم از انان بعنوان برترین امت یاد شده است :" کنتم خیر امه اخرجت للناس" (ال عمران(۳) : ۱۱۰)

تطبیق

یکی از واژه های که در بسیاری از پیامهای امام خمینی مشهود می باشد  واژه وحدت و اتحاد اسلامی است  .  از منظر ایشان سراسرقران نه تنها مسلمین را به وحدت اسلامی فرا می خواند بلکه پیام قران در این زمینه جهانی بوده و بشریت را به وحدت دعوت می کند :

ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پیرومذهبی است كه می خواهد حقایق قرآنی ، كه سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلكه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی كه بر پای و دست و قلب و عقل اوپیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می كشاندنجات دهد[۳۴].

امام خمینی ره  ایه شریفه " إِنَّمَا لْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ " را که ایمان را مبنای اخوت همه مسلمانان می داند بعنوان یکی از راهکارهای سیاسی حل مشکلات جهان اسلام دانسته و می فرماید:

"انما المؤمنون اخوه" یک حکم سیاسی است که اگر ملت های مسلم که تقریبا یک میلیارد جمعیت هستند، اینها برادر با هم باشند و به برادری با هم رفتار کنند هیچ آسیبی بر این ها واقع نمی شود و هیچ یک از ابرقدرتها ، قدرت اینکه تجاوز به آنها بکنند ندارند. برادرها! باید متوجه این معنا باشید [۳۵]

ایشان با استناد به ایه شریفه "واعتصموا بحبل الله جمیعا "خطاب به سران دولتهای به اصطلاح اسلامی منطقه می فرماید :

" قرآن کریم دعوت به وحدت می کند، و شما دعوت به تفرقه و مقابله با هم. باید عقل را پیشوای خودتان قرار بدهید و اسلام را مقتدای خودتان قرار بدهید و در مقابل اسلام همه خاضع باشید و به حکم عقل عمل کنید، عقل و اسلام می گوید شما باید با هم متحد باشید....اسلام از شما وحدت می خواهد،..، اعتصام به حبل الله می خواهد.چرا با هم اعتصام به حبل الله نمی کنید؟[۳۶]

ایشان در بخش دیگری از پیامشان می فرماید : مشکل عمدة مسلمین همان دوری از اسلام و قرآن است و اگر مسلمین به حسب امری که خدای تبارک و تعالی فر موده است "واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا" اگر به همین یک امر و نهی عمل می کردند تمام مشکلا تشان، مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصاد ی شان رفع می شد و هیچ قدرتی نمی توانست با آن مقابله کند لکن مع الاسف به واسطه غفلت بعضی و عدم توجه بعضی و تغافل بعضی از این امر محروم ماندند و تا این امر الهی تحقق پیدا نکند باید مسلمین انتظار گرفتاریهای بیشتر داشته باشند. [۳۷]-

امام ره روز قدس را نیز نماد وحدت جهان اسلام دانسته و انرا مقدمه تشکیل حزب مستضعفین در سراسر جهان می داند :

روز قدس یک روز اسلامی است و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک حزب مستضعفین در تمام دنیا [۳۸]

نتیجه انکه ایات دال بر وحدت اسلامی را می توان یکی دیگر از مستندات قرانی اعلام روز جهانی قدس توسط امام ره دانست .

 

۷-لزوم اقتدار و عزت مسلمین در برابر کفار

اصل عزت و اقتدار از مهمترین اصول سیاسی و اجتماعی اسلام بوده که در قران کریم و سیره اهل بیت ع مورد تاکید فراوان قرار گرفته است . این واژه در لغت، بمعنای حالتی است که مانع از شکست انسان گردیده و همیشه مایه پیروزی و اقتدار او می باشد .[۳۹] در برابر واژه عزت،  کلمه ذلت قرار دارد که بمعنای شکست پذیری و مقهور شدن می باشد[۴۰] .

 از منظر قران کریم همه عزتها از ان خداوند متعال بوده و تنها در پرتو اتصال به او می توان به عزت حقیقی دست یافت . در سوره فاطرامده است  :

 "من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا"(فاطر(۳۵): ۱۰)

و در سوره منافقون : "ولله العزه ولرسوله وللمومنین ولکن المنافقین لا یعلمون" (منافقون(۶۳) : ۸)

تبیین

علامه طباطبائی در تبیین  ایه "من كان يريد العزة فلله العزة جميعا" (فاطر(۳۵): ۱۰) می فرماید :

عزت به معناى                                                                           

موجودی که قاهر و شكست ناپذير است ، مختص خداوند متعال می باشد ، چون غير از خداى عز و جل ، همه موجودات  در ذات شان  فقير ، و در نفس شان ذليل هستند ، مگر آنكه خدا به او عنایت نموده و و سهمى از عزت به او بدهد ، چنان كه همين كار را با مؤمنين به خود كرده ، و فرموده : « وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ - عزت خاص خدا و رسول خدا و مؤمنين است[۴۱]

الوسی از مفسرین بزرگ اهل سنت نیز ذیل ایه "ولله العزة ولرسوله وللمؤمنين"(منافقون(۶۳) : ۸) در فرق بین عزت خداوند با  عزت پیامبرص  و عزت مومنین می نویسد :

از منظر قران ، عزت واقعی و ذاتی مختص خداوند متعال بوده  و  پیامبر ص بواسطه قرب به خداوند و مومنین  نیز بواسطه قرب و تبعیت از رسول الله ص صاحب عزت  می باشند  : لأن ما لله تعالى وحده العزة بالذات وما للرسول صلى الله عليه وسلم العزة بواسطة قربه من الله تعالى وما للمؤمنين العزة بواسطة الرسول عليه الصلاة والسلام[۴۲]

قران کریم  در ایه" ايَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً" ( نساء (۳):)۱۳۹)نیز منافقین را که خواهان عزت و اقتدار از طریق توسل به قدرتهای غیر الهی اند خطاکار دانسته و به انان اعلام می کند که اقتدار و عزت حقیقی فقط با اتصال به قدرت الهی بدست می یابد .

تطبیق

برغم تاکیدات قران کریم به لزوم اقتدار و عزت طلبی مسلمانان و احتراز از اموری که سب ذلت و حقارت انان می گردد همچنان می بینیم بسیاری از حاکمان سرسپرده جوامع اسلامی اوضاع ذلت باری را برای مسلمانان رقم زده و می زنند . یکی از بارزترین این ذلت ها زمانی اتفاق افتاد که یکی سران سرسپرده کشورهای اسلامی – مصر – با امضای پیمان کمپ دیوید به اشغالگری صهیونیسم بین الملل در فلسطین اشغالی رسمیت بخشید .

امام ره در شرائطی که مسلمانان در اوج حقارت و تهاجم دشمن صهیونیستی و پشتیبانان انان قرار داشتند با الهام از قران کریم و اعلام روز جهانی قدس بار دیگر روحیه عزت طلبی و غیرت اسلامی را بنمایش گذاشته و مسلمانان را جهت رهائی از این اسارت و ذلت فرخواندند.

در بحشی از  پیام امام ره بمناسبت روز قدس  که روحیه عزت طلبی از ان موج می زند امده است  :

روز‏‎ ‎‏قدس،... اعلام به این است که‏‎ ‎‏مسلمین به پیش! برای پیشرفت در همۀ اقطار عالَم. روز قدس فقط‏‎ ‎‏روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی‏‎ ‎‏است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها‏‎ ‎‏بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند‏‎ ‎‏که دیگر آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند[۴۳].‏

ایشان در لزوم ذلت ناپذیری مسلمانان می فرماید  : اگر ما همه از بین برویم، بهتر است ‏‏[‏‏از‏‏]‏‎ ‎‏اینکه ذلیل باشیم زیر دست صهیونیسم و زیر دست امریکا. ننگ بر آن اعرابی که‏‎ ‎‏برای خاطر سلطۀ کمی که به کشوری پیدا کنند و برای خاطر‏‎ ‎‏استفاده هایی که پیدا کنند تن به یک همچو ذلتی بدهند! و ننگ بر‏‎ ‎‏همۀ ما چنانچه ساکت بنشینیم![۴۴]

از طرفی ایشان عامل عزت وسیادت مطرح شده  در ایه شریفه "لِلَّهِ‏ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ"(منافقون(۶۳) : ۸)  را در وحدت کلمه دانسته و می فرماید : 

تا وحدت كلمه نباشد، تا رؤساى اسلام، وحدت كلمه در خودشان ايجاد نكنند، تا فكر نكنند بر بدبختيهاى ملتهاى اسلام، بدبختيهاى اسلام، بدبختيهاى احكام اسلام، غربت اسلام و قرآن كريم، سيادت نمى‏توانند بكنند. بايد فكر كنند، عمل كنند، تا سيادت كنند. و اگر اين مطلب را انجام بدهند، سيد دنيا خواهند شد. اگر اسلام را آن طورى كه هست به دنيا معرفى كنند و آن طورى كه هست عمل بكنند، سيادت با شماست؛ بزرگى با شماست: لِلَّهِ‏ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ. [۴۵]

باید گفت مواضع عزت بخش امام ره در اعلام روز جهانی قدس ، سبب زنده نگهداشتن مساله فلسطین و بیداری مسلمانان در احیاء  هویت اسلامی شان گردید که تاکنون این حرکت تاریخی بعنوان نماد سالانه برائت از ظلم در سراسر جهان استمرار دارد .

 

۸- احیاء اصل  امر بمعروف و نهی از منکر

از بزرگترین اصول اجتماعی و سیاسی اسلام که ضامن حیات و عزت مسلمانان خواهد بود اصل امر بمعروف و نهی از منکر است .در بسیاری از ایات قران کریم به این دو اصل مهم و محوری اسلام تاکید شده است.اهمیت امر بمعروف و نهی ازمنکر  از منظر قران کریم بحدی است که از ان بعنوان عامل  برتری امت اسلامی نسبت به سائر امم یاد شده است  :

"كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ " (ال عمران(۲) :۱۱۰)

 و در روایتی از اما م باقر ع اجرای تمامی احکام شریعت به اقامه این اصل مبتنی شده است : فريضة عظيمة بها تقام الفرائض[۴۶]

تبیین

در اینجا دیدگاه دو شخصیت اسلامی را در زمینه اهمیت امر بمعروف و نهی از منکر بیان می کنیم :

الف - سید قطب

ایشان در ذیل ایه " کنتم خیر امه"  می نویسد :

سزاوار است  امت اسلامی منزلت خویش را با الهام از این ایه شناخته و بداند که تنها با تخلق به  اوصاف ذکر شده در ایه مذکور می تواند رهبری جوامع بشری را بعهده گرفته و برترین امت ها گردد  :

و هذا ما ينبغي أن تدركه الأمة المسلمة؛ لتعرف حقيقتها و قيمتها، و تعرف أنها أخرجت لتكون طليعة، و لتكون لها القيادة، بما أنها هي خير أمة. و اللّه يريد أن تكون القيادة للخير لا للشر في هذه الأرض. و من ثم لا ينبغي لها أن تتلقى من غيرها من أمم الجاهلية[۴۷]

از منظر سید قطب  شاخصه جامعه اسلامی به اقامه امر بمعروف و نهی از منکر بوده و بدون ان جامعه اسلامی وجود حقیقی نخواهد داشت  :

قد سبق في السياق الأمر التكليفي للجماعة المسلمة أن ينتدب من بينها من يقومون بالدعوة إلى الخير، و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر، أما هنا فقد وصفها اللّه سبحانه بأن هذه صفتها. ليدلها على أنها لا توجد وجودا حقيقيا إلا أن تتوافر فيها هذه السمة الأساسية، التي تعرف بها في المجتمع الإنساني. فإما أن تقوم بالدعوة إلى الخير و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر- مع الإيمان باللّه- فهي موجودة و هي مسلمة. و إما أن لا تقوم بشي‏ء من هذا فهي غير موجودة، و غير متحققة فيها صفة الإسلام.[۴۸]

ایشان در ادامه تفسیر ایه مذکور به روایاتی که بیانگر نقش مهم امر بمعروف و نهی از منکر در صلاح و فساد جامعه است نیز استناد می کند، نظیر روایت نبوی : و الذي نفسي بيده لتأمرن بالمعروف و لتنهون عن المنكر، أو ليوشكن اللّه أن يبعث عليكم عقابا منه، ثم تدعونه فلا يستجيب لكم[۴۹].

در این روایت پیامبرص ضمن هشدار به مسلمانان، قسم یاد می کند در صورت ترک امر بمعروف و نهی از منکر منتظر عذاب الهی و عدم استجابت دعاهایتان باشید . 

ب- شهید مطهری

شهید مطهری نیزمعتقد است قوام جامعه اسلامی به اجرای این اصل بوده  و در صورت غفلت از ان ، جامعه اسلامی نابود خواهد شد  :

امربمعروف ونهی ازمنکر  يكى از اركانى است كه به نصّ صريح متون اسلامى و گفته پيغمبر اكرم اگر از بين برود تمام تعليمات اسلامى از بين رفته است. اگر اين اصل منسوخ شود، جامعه اسلامى به صورتى كه بايد وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت.  جامعه از بین می رود . [۵۰]

ایشان دربخش دیگری از کلامشان در این زمینه می فرماید:

امر به معروف و نهى از منكر يگانه اصلى است كه ضامن بقاى اسلام است؛ به اصطلاح، علت مُبقيه است. اصلًا اگر اين اصل نباشد، اسلامى نيست.[۵۱]

ایشان در زمینه  کارنامه مسلمانان نسبت به امر بمعروف و نهی از منکرمی فرماید  :

متأسفانه كارنامه ما مسلمين در اين زمينه درخشان نيست. از آن نظر كارنامه درخشانى نيست كه اولًا ما آن حساسيتى را كه اسلام در اين زمينه دارد نداريم، يعنى آن اهميتى را كه اسلام به اين موضوع داده است درك نكرده‏ايم و ثانياً در حدودى هم كه به حساب و خيال خودمان به اهميت اين موضوع پى برده‏ايم، واجد شرايط آن نبوده‏ايم. [۵۲]

ایشان در ادامه می فرماید : كارنامه ما در زمينه همبستگى، همدردى و تعاون اسلامى، در زمينه تعارف (به تعبير قرآن) يعنى شناسايى اسلامى كه يكديگر را بشناسيم، به احوال يكديگر آگاه و به سرنوشتهاى يكديگر علاقه‏مند باشيم، كارنامه بسياربسيار ضعيفى است، اگر نگويم تاريك و ننگين است.[۵۳]

نکته مهم در مساله امر بمعروف و نهی از منکر گستره ان بوده بگونه ای که تمام اهداف اسلام را می توان در پرتو ان اجرا می گردد . شهید مطهری در این رابطه می فرماید :

 معروف و منكر از نظر اسلام محدود به حدّ معين نمى‏شود. تمام هدفهاى مثبت اسلامى داخل در معروف و تمام هدفهاى منفى اسلامى داخل در منكر است، [۵۴]

ایشان در تبیین ایه شریفه وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ امَّةٌ يَدْعونَ الَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرونَ‏بِالْمَعْروفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحونَ» می فرماید :

 بايد در ميان شما يك امت، يك جمعيت كارش امر به معروف و نهى از منكر باشد. [اين معنى درصورتى است كه‏] «مِن» را «مِن» تبعيضى بگيريم. اگرطور ديگر تفسير كنيم معنايش اين است: از شما امت ، چنين امتى بايد ساخته شود، يعنى همه شما بايد چنين امتى باشيد (امر به معروف و نهى از منكر كنيد).

انگاه  در مقایسه دو تفسیر مذکور با یکدیگر می فرماید :

 هر دو تفسير درست است و با هم منافات ندارند، چون امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه عمومى است براى همه مردم و وظيفه خاصى است براى يك طبقه معين كه از حد عامّه مردم بيرون است. بايد از ميان شما چنين جمعيتى باشد يا بايد شما امت چنين امتى باشيد كه كارتان دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر باشد. «وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحونَ» تنها چنين امتى كه در ميان آنها دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وجود دارد مى‏تواند رستگار، سرفراز، سعادتمند و مستقل باشد، صلاح و رستگارى داشته باشد[۵۵]

تطبیق

باید گفت متاسفانه این اصل بنیادی و محوری اسلام و نیز اصل جهاد که از مراتب عالی امربمعروف و نهی از منکر می باشد همانند بسیاری از اصول اسلام همچنان در جوامع اسلامی مهجور مانده است .

اما م ره در اسیب شناسی جوامع اسلامی بخوبی می دید که یکی از عوامل اصلی انحطاط مسلمین و سلطه کفار بر انان مهجور ماندن این دو اصل بزرگ قرانی در بین انان است، از اینرو با احیاء این دو اصل بنیادین توانست بار دیگر عزت و اقتدار اسلامی را به رخ جهانیان بگشاید.

در همین راستا ایشان ضمن همراهی  با ملت مظلوم و مبارز فلسطین در برابر صهیونیستها  از مسلمانان جهان می خواهد که به یاری انان بر خیزند :

- قران - در احکام سیاسی، دستور قتال می دهد با کسانی که با‏‎ ‎‏مسلمین مقاتله می کنند و امروز اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده‏‎ ‎‏و مقاتله می کند، امریکا در مقابل مسلمین ایستاده و مقاتله می کند،‏‎... خدا دستور داده است به اینکه با این اشخاصی که بر ضد‏‎ ‎‏مسلمین، بر ضد طایفه ای از مسلمین قیام کرده اند، با آنها مقاتله‏‎ ‎‏کنید .[۵۶]

ایشان با تمسک به ایه "قُلْ اِنْ کٰانَ اٰبٰاؤُکُم وَ اَبناؤکُمْ وَ اِخوٰانُکُمْ وَ اَزْوٰاجُکُم وَ عَشیرَتُکُم وَ اَمْواٰلٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادها وَ  ‏‏‏مَساکنٰ تَرْضَوْنَهاٰ اَحَبَّ اِلَیکُم مِنَ الله ِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فی سَبیلِهِ فَتَربَّصُوا حَتّیٰ یَأتِیَ الله ُ بِاَمْرِهِ" (توبه(۹) : ۲۴) می فرماید :

- این ایه - خطاب به مصلحت اندیشان و سازشکاران و متأسفان برای شهادت جوانان و از دست رفتن مالها و جانها و خسارتهای دیگر وارد شده و جالب آنکه بعد از حبّ خدای تعالی و رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در بین تمام احکام الهی، جهاد فی سبیل الله را ذکر فرموده و تنبه داده که جهاد فی سبیل الله در رأس تمام احکام است که آن حافظ اصول است و تذکر داده که در صورت قعود از جهاد، منتظر عواقب آن باشید.[۵۷]

بر این اساس باید اعلام روز جهانی قدس از ناحیه امام را نوعی اعلام جهاد و نیز اقامه امر بمعروف و نهی از منکر در برابر تهاجم همه جانبه مستکبران جهانی دانست.

باید گفت : در اثبات قرانی بودن اندیشه امام ره در اعلام  روز جهانی قدس  علاوه بر ایات مذکور در مقاله ،  به  ایات دیگری نیز می توان استناد نمود -که بدلیل اختصار از تبیین ان صرف نظر می کنیم -   ،  نظیر ایه :" َتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ" (مائده (۵): ) و  نیز ایه :  "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ" (فتح (۴۸): ۲۹) که از ایه نخست ،  اصل لزوم همکاری و مشارکت در امور خیر و از ایه دوم ،  اصل صلابت و خشونت در برابر دشمن  بدست می اید . 

 

نتیجه

اقدام تاریخی و ماندگار امام خمینی دراعلام روز جهانی قدس که بجهت اعلام همبستگی مسلمانان جهان در حمایت همه جانیه از ملت فلسطین صورت گرفت نشئت گرفته از عمق نگرش ایشان در معارف قران کریم می باشد . اصولی همانند اصل دفاع از مظلوم –باقطع نظراز هرنوع عقیده و مذهب ،دفاع از مسلمانان و بلاد اسلامی تحت ستم ،نفی سلطه اجانب بر مسلمانان ،عزت طلبی، خشم افرینی دشمن و ... را که برگرفته ازقران کریم می باشد می توان مبانی فکری اما م خمینی ره در اعلام روز جهانی قدس دانست . پیامها و هشدارهای سرنوشت ساز امام ره در اهتمام مسلمانان به گرامی داشت اخرین جمعه ماه رمضان در دفاع از ملت فلسطین ، اکنون بعنوان نماد سالانه مبارزه با استکبار در سطح جهان مبدل گردیده و در صورت استمرار ، زمینه ساز  اقتدار و عظمت مسلمین و ذلت دشمنان را بدنبال خواهد بود انشاء الله.

 

 

منابع

۱- قرآن

۲-نهج البلاغه

 ۳- الأحمدي الميانجي،  الشيخ علي، مكاتيب الرسول ( صلى الله عليه وآله وسلم(  ،المطبعة : دار الحديث، الناشر : دار الحديث الطبعة : الأولى - ۱۹۹۸ م

۴-البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل بن إبراهيم ، صحیح البخاری ، دار الفكر۱۴۰۱ ه‍ - ۱۹۸۱ م

۵- الري شهري ، محمد ، میزان الحکمه ، التحقيق : دار الحديث، الناشر : دار الحديث، الطبعة الثانية۱۴۱۶ ه‍ . ق

۶- السبحاني ، جعفر ، البدعه مفهوما حدها و اثارها ، الناشر : مؤسسة الإمام الصادق ( ع ) . المطبعة : اعتماد قم ۱۴۱۶ ه‍

۷- موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی( ۲۱جلد ) ناشر: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)

۸-الآلوسي ، سيد محمود ، روح المعانی فی تفسیر القران المعروف  بتفسير الآلوسي،  چاپ: بيروت ، ۱۴۱۵ ق ‏

۹-الأصفهاني ، أبى القاسم الحسين بن محمد المعروف بالراغب ، المتوفى سنة ۵۰۲ ه‍ ، المفردات في غريب القرآن

۱۰-الأصفهاني ، أبى القاسم الحسين بن محمد المعروف بالراغب ، مفردات ألفاظ القرآن ، تحقيق : صفوان عدنان داوودي، ناشر:  النور ، چاپ  دوم  ۱۴۲۷

۱۱-البحراني ، الشيخ يوسف ، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة ، مؤسسة النشر الاسلامي لجماعة المدرسين –قم

۱۲-الثعالبي المالكي ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف أبي زيد ، تفسير الثعالبي المسمى بالجواهر الحسان في ۱۳-تفسير القرآن ، تحقیق : الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبد الموجود وشارك في تحقيقه الأستاذ الدكتور عبد الفتاح أبو سنة ، دار احياء التراث العربي ، بيروت - لبنان

۱۴-الحسيني البحراني ، السيد هاشم،  البرهان فی تفسیر القران ، تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية مؤسسة البعثة - قم

۱۵-الرازي، فخر الدين ،تفسير الرازي ،الطبعه الثالثة

۱۶-جعفرى ، محمد تقى ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، ناشر :دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، چاپ چهارم ، ۱۳۶۸

 

۱۷-السمرقندي،  أبو الليث،  تفسیر السمرقندی ، وفات : ، ۳۸۳ تحقيق : د.محمود مطرجي دار الفكر بيروت -

 

۱۸-الشافعي ، أبي القاسم علي بن الحسن ابن هبة الله بن عبد الله المعروف بابن عساكر،  تاریخ مدینه دمشق، دراسة وتحقيق :  علي شيري ، دار الفكر ۱۴۱۵ ه‍ / ۱۹۹۵ م بيروت- لبنان

۱۹-الطباطبائي، السيد محمد حسين ،المیزان ،منشورات جماعة المدرسين في الحوزة العلمية ،  قم

۲۰-الطبري،  أبي جعفر محمد بن جرير، المتوفى سنة ۳۱۰ ه‍ ، جامع البيان عن تأويل آي القرآن ، ضبط وتوثيق وتخريج : صدقي جميل العطار،  دار الفكر ۱۴۱۵ ه‍ / ۱۹۹۵ م

۲۱-الفيض الكاشاني، المولى محمد محسن ، الأصفى في تفسير القرآن ، تحقیق :  مركز الأبحاث والدراسات الاسلامية۱۰۰۷ - ۱۰۹۱ ه مركز النشر: مكتب الاعلام الاسلامي ،۱۳۷۶ -قم

۲۲-النکرانی محمد الفاضل ، القواعد الفقهیه، الطبعة : الأول - محرم الحرام / ۱۴۱۶ ه‍  المطبعة : مهر  قم

۲۳-الواسطي، علي بن محمد الليثي، عيون الحكم والمواعظ ،تحقيق : الشيخ حسين الحسيني البيرجندي، الطبعة : الأولى ،سنة الطبع۱۳۷۶، الناشر : دار الحديث ،المطبعة : دار الحديث

۲۴- ا لحر العاملی ، محمد بن الحسن ، الكتاب : وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ، ، تحقيق : مؤسسة آل البيت (ع) لإحياء التراث، ناشر : مؤسسة آل البيت (ع) لإحياء التراث ، الطبعة : الثانية ، المطبعة : مهر - قم ، سنة الطبع : ۱۴۱۴

 ۲۵-شاذلي ، سيد بن قطب بن ابراهيم،  فى ظلال القرآن ، ناشر: دارالشروق  چاپ: بيروت- قاهره  ۱۴۱۲ ق‏

۲۶-طنطاوی ،  سید محمد ،  التفسیر الوسیط للقران الکریم

۲۷-قرشى ، سيد علي اكبر ، قاموس قران  چاپ : ش ناشر : دار الكتاب الاسلامي ، چاپخانه : فردوسى۱۳۵۲

۲۸-مغنيّة ، محمّد جواد ، التّفسير الكاشف، دار العلم للملايين،  الطبعة الثالثة ، بيروت -لبنان

۲۹-محمد بن عبدالله بن ابوبكر ابن العربی ، أحكام القرآن ، تحقيق : محمد عبد القادر عطا ، ناشر : دار الفكر – لبنان

۳۰-مکارم شیرازی ،ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه  دارالکتب الاسلامیه ،چاپ ۲۲،۱۳۸۱ش،

۳۱-نرم افزار مجموعه اثار امام خمینی ره

۳۲-نرم افزار مجموعه اثار شهید مطهری ره ،

۳۳-نرم افزار مکتبه اهل البیت علیهم  السلام

۳۴-پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

 

 



[۱] - مراد از مبانی در مقاله کنونی ، برخی از اصول اجتماعی و سیاسی اسلام است که از قران کریم استخراج گردیده است.  .

[۲] امام علی ع ، (   ۱۳۷۰ش )،نهج البلاغه ،ج ۳،ص ۷۶؛

[۳] ، الري شهري ، محمد، (۱۴۱۶ ه‍ ) ، میزان الحکمه ،ج ۲،ص ۱۷۸۰؛

[۴] الاحمدی میانجی ،علی ،( ۱۹۹۸ م) مكاتيب الرسول ،ج ۳،ص ۱۳۳؛

[۵] الطباطبائي، السيد محمد حسين ، المیزان ، بی تا، ج ۴،ص ۴۱۹-۴۲۰  ؛

[۶] الري شهري ، محمد، (۱۴۱۶ ه‍ ) ، میزان الحکمه ،ج ۲، ص ۱۷۸۰؛

[۷] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ، بی تا ، ج ۱۱ص ۱۱۰‏‎

[۸] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی، بی تا ، ج ۵ص ۱۴۸

[۹] الشافعي ، أبي القاسم علي بن الحسن ابن هبة الله بن عبد الله المعروف بابن عساكر،  تاریخ مدینه دمشق ،(۱۴۱۵ ه‍ )،ج ۲۲ص ۱۶۸

[۱۰]مغنيّة ، محمّد جواد ، التّفسير الكاشف، بی تا ، ج ۶ص ۵۲۹-۵۳۰

[۱۱] نک:  مکارم شیرازی ،ناصر وجمعی از نویسندگان ،تفسیر نمونه ج ۲۰ص ۴۲۴ ؛

[۱۲]الطباطبائي، السيد محمد حسين ، المیزان،بی تا، ج ۱۸،ص ۹۴-۹۳

[۱۳] نک : الرازي، فخر الدين ،تفسير الرازي ،بی تا ،ج ۱۵ص ۲۱۱ ؛ الطباطبائي، السيد محمد حسين ، المیزان ج ۹ص ۱۴۱و ج ۱۸ص ۶۴

[۱۴] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ،بی تا ، ج ۲۰ص ۴۸۶؛

 

[۱۵] الري شهري ، محمد ، میزان الحکمه (۱۴۰۱ه)ج ۲، ص ۱۳۳۸؛ البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل بن إبراهيم ،  صحیح البخاری (۱۴۰۱ ه‍ ) ،ج ۲، ص ۹۶؛

[۱۶] محمد بن عبدالله بن ابوبكر ابن العربی ، أحكام القرآن ،بی تا ،ج ۱،ص ۶۴۰؛

 

[۱۷] شاذلي ، سيد بن قطب بن ابراهيم،  فى ظلال القرآن ،بی تا،ج ۲،ص ۷۸۳؛

[۱۸] السبحاني ، جعفر ، البدعه مفهوما حدها و اثارها ،(۱۴۱۶ ه‍) ص ۹۷؛

[۱۹] النکرانی محمد الفاضل ، القواعد الفقهیه(۱۴۱۶ ه‍  )،ج ۱،ص ۲۳۶ و نک: تفسیر الثعالبی ج ۲ص ۳۱۸، التفسیر الاصفی ج۱ ص ۲۴۸ ، البرهان فی تفسیر القران ج ۲ص ۱۹۱، المیزان ج ۵ص ۱۱۶،الحدائق الناضره ج۱۸ ص ۴۲۵ ؛

 

[۲۰] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ،بی تا ، ج ۳،ص ۲،

 

[۲۱] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ،بی تا ، ج ۱۶ص ۳۴-۳۶

[۲۲] مغنيّة ، محمّد جواد ، التّفسير الكاشف، بی تا ،ج ۴، ص ۱۱۷؛

 

[۲۳] طنطاوی ،  سید محمد ،  التفسیر الوسیط للقران الکریم ،بی تا ، ج ۶،ص ۴۲۵؛

[۲۴] پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ۱۵مهر ۱۳۸۸؛

 

[۲۵] الأصفهاني ، أبى القاسم الحسين بن محمد المعروف بالراغب ،بی تا ، المفردات فی غریب القران ص ۲۰۴؛

[۲۶] نک: الطباطبائي، السيد محمد حسين ، المیزان،بی تا، ج ۹،ص ۱۱۴-۱۱۶؛

[۲۷] الطبري،  أبي جعفر محمد بن جرير، جامع البيان عن تأويل آي القرآن ،)(۱۴۱۵ ه‍ )ج ۱۰،ص ۴۰؛

[۲۸]  السمرقندي،  أبو الليث،  تفسیر السمرقندی ،بی تا، ج ۲ص ۲۹؛

[۲۹] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ،بی تا،  ج ۱۳،ص ۸۰ ؛

 

[۳۰] جعفرى ، محمد تقى ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، (۱۳۶۸ش)،ج ۱۷،ص ۲۸۸؛

[۳۱] مغنيّة ، محمّد جواد ، التّفسير الكاشف، بی تا، ج ۲،ص ۱۲۳-۱۲۲؛

[۳۲] الرازي، فخر الدين ،تفسير الرازي ،بی تا ، ج ۲۸ص ۱۲۹

[۳۳] همان ص ۱۳۰

[۳۴] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ، ج ۲۱ص ۳۹۶؛

[۳۵]  همان، ج ۱۳،ص ۱۳۳-۱۳۴؛

[۳۶] همان ج ۱۵ص ۴۵۳

[۳۷] همان، ج ۹ص ۱۲۹

[۳۸] همان، ج ۹ص ۲۸۰

 

[۳۹] الأصفهاني ، أبى القاسم الحسين بن محمد المعروف بالراغب ،المفردات فی غریب القران،بی تا، ص ۳۲۲؛

[۴۰] همان ص ۱۸۱؛

[۴۱] الطباطبائي، السيد محمد حسين ،المیزان،بی تا، ج ۱۷ص ۲۲- با استفاده از ترجمه ج ۱۷ص ۲۸-

[۴۲] الآلوسي ، سيد محمود ، روح المعانی فی تفسیر القران المعروف  بتفسير الآلوسي(۱۴۱۵ ق ‏ )، ج ۲۲،ص ۱۷۳؛

[۴۳] همان ،ج ۹،ص ۲۷۸؛

[۴۴] همان، ج ۱۵،ص ۳۷۲؛

 

[۴۵] همان، ج ۲ص ۳۵

[۴۶] الحر العاملی ، محمد بن الحسن ،  وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ،  (۱۴۱۴ه)،ج ۱۶ص ۱۱۹؛

[۴۷] شاذلي ، سيد بن قطب بن ابراهيم،  فى ظلال القرآن(۱۴۱۲ ق)‏ج‏۱  ،ص  ۴۴۷    

 

[۴۸] همان،    ج‏۱    ۴۴۸    

 

[۴۹] همان : ج‏۱    ۴۴۸    

[۵۰]نک: مطهری، مرتضی ،مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏۱۷ ،  ص ۲۸۲  ؛  

[۵۱]همان، ج‏۱۷، ص: ۲۳۶ ؛

[۵۲] همان،    ج‏۱۷ ص ۲۸۲

[۵۳] همان، ج‏۱۷، ص: ۲۸۴

[۵۴] همان ، ج‏۱۷، ص: ۲۸۲

[۵۵] همان، ج‏۱۷، ص: ۲۱۸

 

[۵۶] موسوی خمینی ،  الامام روح الله ، صحیفه امام خمینی ،بی تا، ج ۱۶،ص ۳۹؛

[۵۷] همان ، ج ۲۰ص ۳۱۲

 

 

 

نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدمصطفی حسینی رودباری

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید