استاد شهید مرتضی مطهری : یکی از هدف های بزرگ اسلام، بلکه بزرگترین هدف اسلام در امور عملی، وحدت و اتفاق مسلمانان است.

 



آثار و ابعاد تربیتی و معنوی اسرار و معارف حج از دیدگاه امام خمینی (ره)

:::

       

 

نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین محسن صالحی مازندرانی    

 

بسم الله الرحمن الرحیم.

خدای متعال فرمود:

وَللَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا ... سوره آل عمران،آیه ۹۷

«و بر مردم است حج خانه خدا، هر آن‌کس که توان رفتن به آن جا را داشته باشد.»

مقدمه:

حج،یکی از باشکوه‌ترین شعائر اسلامی و زیباترین نمایش از گرد هم آیی انسان‌های مسلمانی است که از دور ترین نقاط جهان  در یک نقطه،- مکه- وادی امن،به هم می پیوندند.فرقی نمی کند شیعه باشند یا پیرو سایر مذاهب اسلامی. همه به یک شکل و هم لباس گرد هم می آیند تا با شکوه و بزرگ ترین مناسک عبادی را انجام دهند.  

"وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً ... سوره بقره،آیه ۱۲۶

«و ابراهیم گفت: ای پروردگار من، این شهر را جای امنی گردان.»

حاجی همراه با قافله عرفان راهیِ این دیار امن می‌شود و جامه‌های رنگین از تن خویش برمی‌کند و پارچه‌ ای سفید و یک دست به خود می پیچد وچون قطره ای آب به دریای انسان ها فرو می غلطد و همراه با امواج همان دریا به دعوت الهی لبیک می گوید. این عمل او، پاسخ به فرمان خدا است که فرمود:

"وَللَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا ... سوره آل عمران،آیه ۹۷

«و بر مردم است حج خانه خدا، هر آن‌ کسی که توان رسیدن بدان جا را داشته باشد.»

حج، بهترین برنامه برای سازندگی انسان ها و مکان دفن آرزوها و آمال ها است.

متاعی که در حج عرضه می شود، جز به تصفیه روح و  زحمت تن به دست نمی‌آید.

هریک از مناسک حج،ظاهری سخت و پر زحمت دارد. اما در باطن دارای اسراری است که در تربیت انسان های  مخلص، موثر خواهد بود.

 این مناسک شامل پوشیدن حوله احرام،گفتن لبّیک،سکوت کردن هنگام دیدن دیوارهای مکّه، ورود به مسجدالحرام، دیدن کعبه و طواف خانه خدا،خواندن نماز پشت مقام ابراهیم، سعی در صفا و مروه و تقصیر و در روزهای بعد رفتن به مواقف ثلاث، حضور در عرفات و مشعر و منا و از احرام در آمدن و بازگشت به‌سوی مکه و انجام اعمال مخصوص و ... می شود. این گونه آداب، برنامه‌ هایی برای تربیت و تصفیه روح بشراست.

اینک به برخی از این آداب که از اهمیت بیشتری بر خوردار است،همراه با اشاره های عرفانی امام خمینی درباره اسرارو ابعاد معنوی اعمال حج ، می پردازیم.

۱- حضور در میقات

اوّلین منزلی که حاجی وارد  آن و مرحله آغازین اعمال او شروع می شود حضور در میقات است.

حاجی وقتی به میقات وارد می‌شود،آن چه از دنیا و بهره‌های آن به‌همراه دارد؛ مانند لباس‌های فاخر، زینت‌های مرسوم و متداول، وابستگی‌ها و علقه‌های مادّی را از خود دور می‌کند و به لباس احرام مزیّن می‌شود. لباسی که اگر در همان حال از دنیا برود به مثابه کفن او خواهد بود.

۲- جامه احرام

حاجی بعد از پوشیدن لباس احرام، می‌تواند مراتب و درجات بالایی از حضور را درک کند؛ زیرا از دنیا به ‌جز به یک جامه ساده که حتی دگمه هم ندارد،چیز دیگری همراهش نیست.

جامه احرام سپید است و این سپیدی، نشانه پاکی و صفا و علامت طهارت می باشد.

عمل حاجی به قلب و جوارح اوست؛ بدیهی است قلبی که به طهارت و پاکی می‌اندیشد، نمی‌تواند ظاهری ناآراسته داشته باشد. او باید جوارح خود را نیز پاک کند؛ از همین رو،سفارش شده است قبل از پوشیدن لباس احرام غسل کند و بدن خود را شستشو دهد.

مطابق با دستور شرع اسلام حاجیان با پوشش احرام حتی از بعضی از حلال‌ها چون نگاه در آیینه،زینت بدن،پوشاندن سر و روی پا و ... ممنوع می‌شود.این شیوه اطاعت و بندگی است.پس می توان گفت، جامه احرام نشانه بندگی و اطاعت است.

«این که لباس دوخته را از تن بیرون می‌آوری؛ یعنی آن لباس گناه و عصیان را که تاکنون تاروپود آن را بافتید و دوختید و در بر کردید بیرون آورید وگرنه چه فرقی است بین لباس دوخته و نادوخته؟! البته چنین نیست که عبادت در لباس دوخته قبول نباشد، چون انسان در طول سال در لباس دوخته نماز می‌خواند و عبادت می‌کند؛ اما در حج قبول نیست، و این برای آن است که می‌خواهند اسرار حج را به انسان تفهیم کنند که او روزی را هم در پیش دارد که باید با لباس ندوخته وارد آن روز شود و آن روز مرگ است که کفن در بر می‌کند و در قیامت با همان کفن ظهور و حضور پیدا می‌کند ... امام سجاد علیه السلام به شبلی فرمود: معنای کندن لباس دوخته شده؛ یعنی خدایا! من دیگر لباس گناه در بر نمی‌کنم و از هر گناهی توبه کردم.» جوادی آملی، عرفان حجّ، ص ۴۸

آری، حاجی تا وقتی جامه رنگین دنیا بر تن دارد، پس هنوز به خود مشغول است ولی هنگامی که جامه رنگین از تن بر کند  و جامه احرام بپوشید، دیگر چیزی ندارد تا او را به خود مشغول کند. او از تمام تعلقات می‌رهد و چون قطره ای در اوقیانوس میقات گم می شود.

۳- معنای لبیک

«لبّیک أللّهمّ لبّیک، لبّیک لا شریک لک لبّیک، إنّ الحمد والنعمة لک والملک لا شریک لک لبیک»

حاجی از میقات خارج می‌شود در حالی که لبّیک‌گو است، به عشق دیدار کعبه سر از پا نمی‌شناسد و به عشق دیدار پروردگار اشک شوق می‌ریزد.

امام خمینی آورده است: «در لبّیک لبّیک «نه» بر همه بت‌ها گویید و فریاد «لا» بر همه طاغوت‌ها و طاغوت چه‌ها کشید.»  صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۹۷

 یعنی با هرچه ظلم و جور است ستیز کنید و از هوای نفس و شیطان درون گرفته تا شیاطین برون و بت‌های زمان.

راز گفتن لبیک در این است که ای خدا، از این لحظه ملتزم می‌شوم که تنها در مسیر طاعت تو گام بردارم و چیزی جز حق بر زبانم جاری نکنم و زبانم را بر معاصی حرام کنم. زائر خدا در حج با خدای خویش پیمان و میثاق می‌بندد. و البته تمامی اعمال حج پیمانی است که بین عابد و معبود بسته می‌شود.

امام خمینی بیان می کند:

«لبیک‌های مکرّر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت اللَّه ‌تعالی به‌اسم‌جامع، جواب می‌دهند. مسأله مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب. گویی گوینده از خود در این محضر بی‌خود شده است. وجواب دعوت را تکرار می‌کند و دنباله آن سلب شریک به معنای مطلق آن می‌نماید که اهل‌اللَّه می‌دانند نه شریک در الوهیت فقط. گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تا فنای عالم در نظر اهل معرفت است و حاوی جمیع فقرات احتیاطی و استحبابی است مثل، «... الحمد لک والنعمة لک ...» و حمد را اختصاص می‌دهد به ذات مقدس، همچنین نعمت را و نفی شریک می‌کند و این نزد اهل معرفت غایت توحید است و به این معناست که هر حمدی و هر نعمتی که در جهان هستی تحقق یابد حمد خدا و نعمت خداست، بدون شریک و در هر موقف و مشعری وقوف و حرکتی و سکون و عملی این مطلب و مقصد اعلی جاری است و خلاف آن شرک به معنای اعم است که همه ما کوردلان به آن مبتلا هستیم.»

صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۹۷

آری، زائر به هنگام گفتن لبّیک باید از هرچه به معنای تعلّق و تملّق است پرهیز کند تا شرط حضور در محضر باری تعالی را کسب کند و در این آزمون سرفراز شود.

او به دعوت خدای سبحان برای دیدار کعبه و زیارت بیت عتیق از منزل خویش دور شده و تمام علقه های مادی

را یک جا رها کرده و دنیا را به اهل خود واگذارده و

پای در میقات گذارده و لباس احرام بر تن کرده و و اینک در محضر خداست. البته انسان همیشه در محضر خدا است. این بیان از امام است که فرمود«عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم" ولی در همین محضر گسترده الهی، محاضر خاصی نیز وجود دارد که انسان فقط در حالت‌ها و موقعیت‌های ویژه ای می‌تواند وارد آن شود و اگر صاحب خانه دعوت نکند،به آن مکان عرفانی نمی توان وارد شد

پس تفسیر محضر الهی و کشف جمال ربوبی در سخن امام این است که انسان باید سعی کند تا به مقام کشف و شهود برسد.پس برای رسیدن به این مرتبه، زمانی بهتر از موسم حج و مکانی بهتر از دیار وحی نیست. جایی که انسان به دعوت خدای متعال آن جا حضور یافته و به ندای خداوند سبحان لبیک می‌گوید.میزبان حاجی خدا و حاجی میهمان اوست.

میزبان اسباب پذیرایی را فراهم کرده و شرط درک حضور در محضر خدا آن است که میهمان شایسته این پذیرایی باشد را ببرد، پس باید منزلت این حضور را بداند و میهمانی شایسته باشد.

حاجی با لبّیک خود اعتراف می‌کند که: تو بی‌شریکی و خدای واحد و احدی." صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۴۲ همراه با ویرایش

این اعتراف زبانی باید در عمل  نیز پیاده شود. بسیارند انسان‌هایی که زبان به سلب و نفی شریک برای خدای متعال می‌گشایند، امّا قلب و دل شان جایگاه شیطان است و اینجا است که باید زائر با خدا معامله و تمام تعلّقات را رها  و رضایت او را کسب کند و خطاب به پروردگار بگوید: الهی، حمد برای تو است، چون تو محمودی. نعمت از آنِ تو است، چون تو منعمی. همه فقیراند و ملک و حکومت برای تو است.

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

 نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

امام خمینی در این باره آورده است:

«مراتب معنوی حج که سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک می‌نماید؛ حاصل نخواهد شد مگر آنکه دستورات عبادی حج به طور شایسته و مو به مو عمل شود ... و لبّیک‌های شما جواب دعوت حق تعالی باشد و خود را محرم برای وصول به آستانه محضر حق تعالی نمایید و لبیک گویان برای حق، نفی شریک به همه مراتب کنید و از خود که منشأ بزرگ شرک است به سوی جلّ و علا هجرت نمایید.»

صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۴۲

امام (ره) «خود» و «خودیت» را منشأ بزرگ شرک می‌داند.

 خود چیست؟

«خود» همان غرور، کبر، نخوت و منیّت است؛ همان صفاتی که فرعون را وا داشت تا ادعای ربوبیّت کند! پس منشأ همه آفات، خودپرستی است.

۴- ورود به حرم و مکّه

حاجی آن گاه که دیوارهای مکّه را می‌بیند،زبان را از گفتن لبیک باز می‌ ایستاند و با آمادگی تمام، برای انجام شعائر الهی،وارد  بلد اللَّه الحرام(شهر خدا) می‌ شود.

مکّه معظمه و مشاهد مشرفه، موطن حوادث و نهضت‌های انبیا و پیامبر اسلام است. آن جا محل نزول جبرئیل امین و خاستگاه پیامبران بزرگ الهی است.

نور نبوّت پیامبر خاتم در این سرزمین متجلّی شد و اسلام، این دین کامل، از این دیار به جهانیان عرضه گردید.

پیامبر بزرگ اسلام چه سختی‌ها و بلایایی را در سرزمین مکه به دست ابوسفیان‌ها و ابوجهل‌ها کشید، لیکن از پای نایستاد و اسلام، آن نهال نوپا را به درختی تنومند و پرثمر تبدیل کرد.

امام خمینی درباره عظمت مکه و کعبه می‌گوید: «مکّه جایی است که همه انبیا خدمت گزار او بودند.» صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۴۵

۵- طواف و فلسفه آن

... وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ" سوره حج،آیه ۲۹

«خانه آزاد را طواف کنید.» خانه‌ای که کسی نمی‌تواند مالک آن شود. آری، زائران عاشق با طواف پیرامون کعبه که آزاد از هر قیدی است، درس بندگی و آزادگی می‌آموزند.

امام خمینی گردش به دور خانه خدا را رهایی از قیود دنیا دانسته آورده است:

«در طوافِ حرمِ خدا، که نشانه عشق به حق است، دل را از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیر حق پاک سازید و به موازات عشق به حق از بت‌های بزرگ و کوچک و طاغوت‌ها و وابستگانشان برائت جویید که خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بری‌ء هستند.» صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۸

 پس انسان هنگام طواف،گویا در مدار توحید قرار می‌گیرد محوری که نورانی است و  شرک و پلیدی در آن راه ندارد.

۶- حجرالأسود

طواف از رکنی که حجرالأسود در آن است آغاز می‌شود و حاجی در این مکان بندگی می َآموزد.این سنگ گویا دست خدا روی زمین است تا حاجی با استلام آن، بندگی را بیعت کند.

سنگی که در آغاز سیاه نبود. بلکه سفید و درخشان بود و همراه با مقام ابراهیم، به زمین نازل شد .

پیامبر صلوات الله علیه فرمود:

حجرالأسود یاقوتی سفید از یاقوت‌های بهشت بوده و خداوند آن را به سبب لمس دست گناهکاران، دگرگون ساخت.

امام خمینی درباره استحباب استلام حَجَر می‌گوید:

«در لمس حجرالأسود بیعت با خدا بندید که با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان هرکه باشد و هرجا باشید سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدایید که دشمنان خدا و در رأس آنان شیطان بزرگ زبونند، هرچند در ابزار آدم کشی و سرکوبی و جنایتشان برتری داشته باشند.» صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۸

 هم چنین درباره فلسفه عمل طواف به دور کعبه، آورده است:

«گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است که به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید.» ،صحیفه نور، ج ۹، ص ۲۲۴

کعبه برترین نشانه خدا در روی زمین است و زائران خانه خدا هم چون فرشتگان که حول عرش خداوند همیشه در گردش اند، می‌چرخند.

 قرآن می‌فرماید:

"وَتَرَی الْمَلَائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... سوره زمر،آیه ۷۲

«فرشتگان را می‌بینی که به تسبیح و ستایش خداوند به طواف عرش مشغولند.»

همانطور که طواف فرشتگان در عرش خدا نشانه عشق آنان به خداست، بنده نیز باید همانند ملائک به مقام تسلیم و رضا برسد و کعبه را طواف کند.

طواف یکی از بهترین حالات بنده در مقام تعظیم و تکریم خدا است.

انسان می‌تواند در مطاف؛ معارف‌ بسیاری بیاموزد؛ زیرا که در دایره توحید، معرفت هسته مرکزی است و آنکس که به دور معرفت می‌چرخد نور خدا در دلش جلوه‌گر می‌شود.

۷- صفا و مروه

إِنَ‌الصَّفَاوَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ. سوره بقره،آیه ۱۵۸

«صفا و مروه از شعائر الهی است.»

امام سجاد علیه السلام فرمود: اسرار بسیاری در سعی میان صفا و مروه وجود دارد. انسان در مسعی می‌آموزد که باید از گناه به سوی خدا فرار کند و سعی کند که با سرعت به طرف خدا برود.

حاجی هنگام سعی بین صفا و مروه در حالت تردید بین خوف و رجا است.

هروله و دویدن بین صفا و مروه، از گناه به سوی اطاعت و از غیر به حق دویدن است. معنای تردد بین دو کوه صفا و مروه؛ یعنی خدایا! من بین خوف و رجاء به سر می‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است که فقط بترسم و هیچ امید نداشته باشم و نه آنچنان است که همه امید باشد و هیچ ترس نباشد. جوادی آملی، عرفان حج، ص ۷۰

معنای خوف آن است که نسبت به کارهایی که در این دنیا انجام می‌دهیم، همیشه در حال ترس باشیم. و گرنه حسّ غرور در وجود ما جوانه می‌زند و درخت کبر و نخوت ریشه می‌گیرد. و معنای رجاء و امید این است که به لطف حف امیدوار باشیم که این امیدواری مایه نشاط او و راهنما به سوی تکامل باشد.این ‌است که‌امام خمینی می‌فرمایند:

«و در سعی بین صفا و مروه با صدق و صفا سعی در یافتن محبوب کنید که با یافتن او، همه بافت‌های دنیوی گسسته شود و همه شک‌ها و تردیدها فرو ریزد و همه خوف و رجاهای حیوانی زایل شود ...» صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۸

 ۸- اسرار عرفات

حاجی از مکّه هجرت می‌کند و به عرفات، بیابان عرفان می‌رسد. بیابانی که محلّ دریافت معارف و توقف گاه شناخت حق و دیدن نور است.

مکانی که در آن همه یکسان اند. با تابلوی اسلام. در این محل، حاکم و رعیت، ارباب و فقیر، مثل هم هستند.

در بیابان عرفات،بی نشان بودن حاجیان،خود بهترین نشانه است. این یک اصل پذیرفته همگانی است.

حاجی در عرفات در پی گمشده‌ ای است که از دیده ها پنهان است.

چشم های ملکوتی پرده ناسوت را کنار می ‌زند تا نور جمال امام زمان سلام الله علیه را مشاهده کند.

عرفات، زیبا ترین بیابان خدا است.محل نزول معارف و محل دیدن آیات الهی است.

عرفات، نشانه‌ ای از رحمت حق است. در عرفات،حاجیان میهمان  قائم آل محمد اند.

در عرفات باید با قلب ‌ رقیق و دلی پر عاطفه حاضر شد و در محضر حق متعال اشک بندگی ریخت . این عبادت پر ثمر خواهد بود.

امام خمینی آورده است:

«با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات بروید و در هر موقف، به اطمینان قلب بر وعده‌های حق و حکومت مستضعفان از چنگال استکبار جهانی باشید و راه‌های نجات را از حق در آن مواقف کریمه طلب کنید.»

صحیفه نور،ج ۱۹، ص ۱۹۷

هم چنین می گوید:

«با حال شعور و عرفان به مواقف ثلاث (عرفات و مشعر و منا) بروید»

عرفات و مشعر و منا کامل کننده حجّ است آدمی در این مکان‌ها، بادیدن دریایی موّاج از انسان‌ها به یاد صحرای محشر می‌افتد که همه انسان‌ها برای حساب‌رسی اعمال در آنجا گرد می‌آیند. این دریای موّاج انسانی از چه روی بدین جا آمده‌اند. آیا اینان برای طلب دنیا در اینجا جمع گردیده‌اند؟! آیا در اینجا جز از نشاط روح و معنای تعالی و جستجوی حق طلبانه چیزی هم از دنیا و تجمّلات آن وجود دارد؟!

حضرت علی علیه السلام علت حضور زائر در عرفات این گونه تفسیر می کند: «می‌دانید وقتی زائر و انسان حج‌گزار احرام بست چرا باید به عرفات برود و بعد بیاید کعبه را طواف کند؟ برای آنکه عرفات خارج از مرز حرم است و اگر کسی میهمان خداست ابتدا باید به بیرون دروازه رود و آن قدر دعا و ناله کند تا لایق ورود به حرم شود.» شیخ کلینی، اصول کافی، ج ۴، ص ۲۴۴؛ شیخ حرّ عاملی،وسایل الشیعه، چاپ جدید، ج ۱۱، ص ۲۲۵

 حاجی در سرزمین عرفات از جبل‌ الرحمه، کوه رحمت بالا می‌رود تا دعای عرفه را آنجا بخواند، دعایی که سراسرش عرفان و معنا است، در قسمت چپ آن کوه بود که سید شهیدان حسین‌بن علی علیهما السلام رو به کعبه آن دعای معروف را قرائت کرد.

۹- بیتوته در مشعر

امام خمینی فرمود:

 با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات روید.

"فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ ...

 ثُمَّ أَفِیضُوامِنْ حَیْثُ أَفَاضَ‌النَّاسُ"سوره بقره،آیات ۱۹۷ و  ۱۹۸

مشعرالحرام محدوده حرم است، این جا محدوده حرم امن و ورودی حرم الهی است. این جا محلی است که باید شب را در آن بیتوته کرد.

حاجیان در این مکان، ملزم به جمع ‌آوری سنگ، برای پرتاب کردن به سوی شیطان اند

۱۰- فلسفه اعمال منا

منی بر وزن رضا یعنی امید و آرزو

از عرفات و مشعر که می ‌گذری به منا سرزمین عشق و آرزوها قدم می‌گذاری.

پس آرزویت را از خدا بخواه، اما آن چه بر تو حلال نیست و استحقاق آن را نداری، آرزو نکن و به فرموده امام صادق علیه السلام «لا تمنّ مالا یحلّ لک ولا تستحقّه».

جوادی آملی،عرفان حج، ص ۸۶.

سزاوار نیست که زائر خدا در چنین مکانی، به دنبال حوائج دنیوی باشد بلکه باید به قصد قربت خواسته ‌های مشروع و معنوی و مادی خویش را طرح نماید.

امام صادق علیه السلام در علّت نام گذاری این سرزمین به «منا» فرمودند: هنگامی که جبرئیل در این محلّ به حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: «تمنّ ابراهیم»؛ یعنی ابراهیم! آرزوی خود را بیان کن، این مکان «منا» نام گرفت. و آرزو در منا به معنای آرزوی دنیوی نیست بلکه آرزویی است همراه با اصرار و عاطفه ورزی.

انسان‌ها با آروزهایی که دارند، زندگی می‌کنند و اصولًا بندگی بسیاری از انسان‌ها در گرو آرزوهایی است که در دل و نهان خود دارند و چه آرزویی بهتر که درسرزمین آرزو انسان از خدا آرزوی خیر و عاقبت نیکو کند.

وقوف در منا برای حاجی به سبب اعمالی که دارد از دیگر مواقف طولانی‌تر است پس رمز و راز منا نیز از دیگر مکان‌های بیرون از مکّه می‌تواند بیشتر باشد.

امام خمینی در باره سرّ رفتن به منا می‌فرماید:

«پس به منا بروید و آرزوهای حقّ را در آن‌جا دریابید که آن قربانی نمودن محبوب‌ترین چیز خویش در راه محبوب مطلق است و بدانید تا از این محبوب‌ها که بالاترینش حبّ نفس است و حبّ دنیا تابع آن است نگذرید، به محبوب مطلق نرسید و در این حال است که شیطان را رجم کنید و شیطان از شما بگریزد و رجم شیطان را در موارد مختلف با دستورهای الهی تکرار کنید که شیطان و شیطان زادگان همه گریزان شوند.» مصباح الشریعه، ج ۲، ص ۴۳۵

 رمی جمرات در منا از مهم ‌ترین ارکان اعمال ایام تشریق است. در روایات آمده است ابلیس برای بار اول در جمره عقبه خود را بر حضرت ابراهیم علیه السلام نمایاند و آن حضرت با سنگ ریزه‌هایی او را از خود دور ساخت و ابلیس دیگر بار در جمره وسطی و اولی راه را بر او بست و ابراهیم علیه السلام بار دیگر او را با پرتاب سنگ گریزان کرد. و ابلیس به هنگام فرار به سرعت گریخت. و جمره و اجمار به معنای شتاب کردن و گریختن است؛ زیرا که شیطان در این مکان از برابر ابراهیم گریخت و اینک تو با رمی جمره و انداختن سنگ بر شیطان ظاهر، شیطان درون را نیز سرکوب کن تا از شیطان پیروی نکند.

از دیگر وظایف زائر در منا، ذبح قربانی است. در همان مکانی که ابراهیم اسماعیل خویش را به قربان گاه برد تا به فرمان ایزدی امتحان سختی را پس دهد؛ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّابِرِینَ"سوره صافات،آیه ۱۰۲

«ابراهیم به اسماعیل می‌گوید: خداوند مرا در خواب مأمور کرد که تو را ذبح کنم! آیا حاضری؟ اسماعیل رو به پدر کرد و گفت:

آن چه به تو امر شده انجام ده، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.»

آیا امتحانی بالاتر و سخت‌تر از این وجود دارد که پدری سر فرزند خود را از تن جدا کند؟! البته خداوند رحیم‌تر از آن است که چنین مقدّری را برای ابراهیم فراهم کند.

امام صادق علیه السلام فرمود: «إذْبَح حَنْجرة الْهَوی وَ الطَّمَع عِنْدَ الذَّبِیحَة». مصباح الشریعه،ص ۴۹

با قربانی کردن، حلقوم هوا و طمع را ذبح کن و از خود دور گردان.

امام علیه السلام در بیان روشن شان، بزرگ ‌ترین شیطان‌ها را شیطان درون و هوای نفس می‌دانند. انسان همراه با وظیفه قربانی به ظاهر گوسفند در راه خدا، باید هوای نفس خویش را سرببرد تا چشمش به دنیا و جمال آن نیفتد، پس تمام اعمال حج، جلوه معنوی و ملکوتی مخصوص به خود را همراه دارد.

قربانی در ظاهر؛ قربانیِ باطن می‌طلبد. اگر زائری در منا سرخود را می‌تراشد و به زیبایی‌اش لطمه می‌زند. در اصل، غرور و تکبرش را منکوب می‌کند.

مویِ سر، جمال و زیبایی انسان است و همان طور که می‌دانید، در احکام فقهی آمده است که اگر شخصی موی سر کسی را به زور و اجبار بتراشد، به زیبایی و جمال او لطمه زده و غرورش را شکسته است و باید دیه بدهد، ولی حاجی هنگامی که از قربان گاه منا برمی‌گردد، باید سرش را تسلیم تیغ وزیبایی ظاهری خود را فدای این مسیر کند.

۱۱.اذن ورود به حرم

حاجی پس از انجام اعمال مواقف سه ‌گانه، از پروردگار خویش اجازه ورود به حرم و بازگشت به مکّه را می‌طلبد تا برای انجام اعمال حجّ تمتع آماده شود.

این آخرین مرحله پذیرش زایر خانه خدا و قبولی حج اوست.

 

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته